دفترچه های مرد کتابفروش اثر جلال برجس ترجمه ابوالفضل تقی پور
خرید کتاب
ارسال رایگان برای سفارشات بالای 4/500 میلیون تومان,ارسال شهر تهران اگر تا ساعت 16 ثبت شود در همان روز بین ساعت 18 تا 22 و پس از آن فردای همان روز و شهرستان 2 تا 4 روز کاری
پشتیبانی 24 ساعته
فرصت 7 روزه بازگشت کالا
تضمین کیفیت کالا
پرداخت امن از درگاه بانکی
دفترچه های مرد کتابفروش اثر جلال برجس ترجمه ابوالفضل تقی پور
مشخصات و خرید اینترنتی کتاب دفترچه های مرد کتابفروش اثر جلال برجس ترجمه ابوالفضل تقی پور انتشارات فرهنگ ایلیا
این رمان توضیحات بخش تاریک زندگی و حکایت ظلم و نابرابری موجود در آن است؛ روایت سرگذشت انسانهاییبه دردسر کشانده شده که نویسنده در طی آن، مفاهیمی چون عشق، ترس، قتل، فقر و فساد را در روایت خود گرد هم آورده است. رمان در شکاف میان طبقات مختلف جامعه نفوذ میکند و با کنار زدن نقابها و پردهها، زشتیهای موجود در لایههای پایینی آن رااشکار میکند.
.
«از روی آینه دستشویی بخار را کنار زدم و به صورتم نگاه کردم. تنهایی، اثرش را روی چهرهام گذاشته بود. تنهایی یک زندان خودخواسته است که در آن روح ما پژمرده میشود و مثل درختانی میشویم که با آبِ شور آبیاری شده باشند. از دستشویی که بیرون آمدم احساس کردم دیوارها دارند به سمت من میآیند و همهچیز دارد کج میشود. تلویزیون، لپتاپ، فنجان قهوه و حتی دفتر ناردا. حالت وحشتناکی از خفگی به سراغم آمد که قابل تحمل نبود. لباسهایم را پوشیدم و با کنار گذاشتن همة شخصیتهایی که در جلدشان فرورفته بودم، از خانه بیرون آمدم.»
رمان «دفترچههای مرد کتابفروش» روایت بخش تاریک زندگی و حکایت ظلم و نابرابری موجود در آن است؛ روایت سرگذشت انسانهایی به حاشیه راندهشده که نویسنده در طی آن، مفاهیمی چون عشق، هراس، قتل، فقر و فساد را در روایت خود گرد هم آورده است. رمان در شکاف میان طبقات مختلف جامعه نفوذ میکند و با کنار زدن نقابها و پردهها، زشتیهای موجود در لایههای زیرین آن را عیان میکند.
.
«از روی آینه دستشویی بخار را کنار زدم و به صورتم نگاه کردم. تنهایی، اثرش را روی چهرهام گذاشته بود. تنهایی یک زندان خودخواسته است که در آن روح ما پژمرده میشود و مثل درختانی میشویم که با آبِ شور آبیاری شده باشند. از دستشویی که بیرون آمدم احساس کردم دیوارها دارند به سمت من میآیند و همهچیز دارد کج میشود. تلویزیون، لپتاپ، فنجان قهوه و حتی دفتر ناردا. حالت وحشتناکی از خفگی به سراغم آمد که قابل تحمل نبود. لباسهایم را پوشیدم و با کنار گذاشتن همة شخصیتهایی که در جلدشان پایین بودم، از خانه بیرون زدم»
| نویسنده/نویسندگان | |
|---|---|
| ناشر | فرهنگ ایلیا |
| نوع چاپ | سیاه و سفید |
| تاریخ چاپ | 1401 |
| دسته بندی موضوعی | |
| مناسب برای | بزرگسالان |
| شابک | 6431625496 |
افزودن دیدگاه جدید